زبان مادری؛ از حقی بدیهی تا جدایی‌طلبی

کودکان مناطق دو‌زبانه چه آسیب‌هایی را متحمل می‌شوند؟

در سال ۱۹۹۹ میلادی، به یاد تلاش‌های جوانان بنگلادشی برای ملی‌کردن زبان بنگالی به عنوان دومین زبان رسمی پاکستان، که با سرکوب‌های خشونت‌بار همراه بود و هم‌چنین با هدف کمک به حفظ تنوع زبانی و فرهنگی در جهان، روز بیست و یکم فوریه از طرف یونسکو  «روز جهانی زبان مادری» نام‌گذاری شد. سخن‌گفتن، نوشتن، آموزش و زندگی به زبان مادری از حقوق بدیهی هر فرد به شمار می‌رود که پس از پیدایش عصر دولت-ملت‌ها نادیده گرفته شده است و در اندیشه‌ی یکپارچه‌سازی به واسطه‌ی به وجود آوردن ملتی واحد با زبانی واحد متسحیل شده‌است.

زبان صرفاً وسیله‌ای برای سخن‌گفتن نیست؛ بلکه محملی ارتباطی و شناختی است. احساسات، اندیشه‌ها و اخلاقیات همه بر بستر زبان وجود داشته و بدون زبان، تعقل امری غیرممکن است. از طرفی زبان وسیله‌ای ارتباطی بین انسان‌ها است که با آن انتقال تجارب و ارتباط بین نسل‌ها به وسیله گفتار شفاهی یا کتبی صورت می‌گیرد و گنجینه‌ی فرهنگی را شکل می‌دهد.

زبان مادری به زبانی که کودک توانایی اندیشیدن و سخن گفتن با آن زبان را داشته و از کودکی آن را آموخته است اطلاق می‌گردد. فرد به کمک این زبان اولین مواجهه‌های خود را با جهان پیرامون داشته‌ است و ضمن برقراری ارتباط، وجود خود را ابراز کرده است.

از جمله مسائلی که افراد با قومیت‌ها و زبان‌های گوناگون را درگیر خود کرده ‌است، مسئله‌ی آموزش و زبان مادری است. آموزش همواره از دغدغه‌ی دولت‌ها برای توزیع عادلانه‌ی امکانات و فرصت‌ها بوده است. آموزش فارغ از آن که از جمله حقوق اساسی و بنیادین هر کودک است، تأثیرات زیادی بر کاستن از میزان فقر دارد. کودک با آموزش و پرورش علاوه بر طی کردن مراحل رشد و کسب مهارت‌های گوناگون، در بزرگسالی فرصت‌های شغلی و امکان‌های بیشتری برای رشد فردی و اقتصادی خواهد داشت و این امر در سطح فردی موجب کاهش فقر شده و همچنین در سطح کلان آموزش با توسعه رابطه‌ی مستقیم دارد.

در کشور ایران مانند بسیاری از دیگر کشورهای دنیا، قومیت‌ها و زبان‌های متعددی وجود دارد که این امر بر غنای فرهنگی نیز افزوده ‌است. آموزش در این مناطق با پرسش‌های متعددی روبه‌رو است.

در مناطق دوزبانه، کودک پیش از شروع آموزش و ورود به مدرسه، در خانواده و محیط زندگی به زبان مادری تفکر و تکلم کرده است و در حالی که رشد زبانی هنوز به اتمام نرسیده، با شروع آموزش مدرسه‌ای، به ناگهان با زبانی غیر از زبان مادری آموزش می‌بیند. زبانی بیگانه که موجب می‌شود کودک علاوه بر سختی‌های یادگیری مفاهیم درسی، سختی دوچندان یادگیری این مفاهیم به زبانی بیگانه را نیز متحمل شود؛ از طرفی این امر باید در مدت زمان کوتاهی اتفاق بیافتد. این تغییر منجر به مشکلات عدیده‌ای همچون ناهنجاری‌های یادگیری، تأخیر در یادگیری، بیزاری از تحصیل، احساس سرخوردگی و سردرگمی، مشکل در ابراز احساسات و مسائل دیگری منتهی می‌شود. در نهایت این امر نقص در آموزش و بازماندگی تحصیلی در سنین بالاتر را به دنبال خود دارد.

طبق اصل پانزده قانون اساسی، زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است‌. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشند ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس‌، در کنار زبان ‌فارسی آزاد است‌.

زبان مادری که مقوله‌ای فرهنگی است و از حقوق بدیهی افراد محسوب می‌شود، در کشورهای گوناگون با اندیشه‌های سیاسی و امنیتی گره خورده است و سخن گفتن از حق زبان مادری به معنای جدایی‌طلبی تفسیر می‌شود. برداشتی نادرست که با پایمال کردن حقوق کودکان و در نهایت از بین رفتن زبان‌های متعدد و فرهنگ‌های گوناگون موجود در هر کشور همراه است.

متن از :
سنا رشیدی
«کارشناسی مهندسی و علم مواد، دانشگاه صنعتی شریف»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *