حفاظت در چنگال غیرت

31th-kishe-mehr (3)

پشت‌پرده‌ی لایحه‌ی تامین امنیت بانوان

ناموس، غیرت،  آبرو، شرف و مردانگی. کلیدواژه‌هایی که سالیان سال است سیطره‌ی وسیعی بر زندگی‌ها داشته و به بهانه‌ی هرکدامشان انسان‌هایی در این خاک قربانی می‌شوند. در فرهنگ‌نامه‌ها از ناموس به عنوان آبرو، شرف و عصمت یاد شده. ناموس آن چیزی است که مرد وظیفه‌ی حفظ حرمت آن را بر عهده دارد. و قتل ناموسی که از قدیم‌الایام در فرهنگ‌های مردسالار وجود داشته و مدتی‌ است به واسطه‌ی وجود فضای مجازی و خبررسانی‌های در دسترس و به اشتراک‌گذاری‌ها بیشتر به گوشمان رسیده و احساساتمان را جریحه‌دار می‌کند. خبرهایی که تنها بخشی از نوک کوه یخی‌است که سال‌هاست در بطن جامعه و تاریخ وجود داشته و هرازچندگاهی خود را عریان می‌کند.

جنایات ناموسی به آن دسته از جنایاتی اطلاق می‌شود که در آن زنان خانواده به دست خویشاوندان خود برای حفظ آبرو و شرف و برای پاک کردن لکه‌ی ننگی که زن موجب آن شده‌است، مورد خشونت و یا  قتل قرار می‌گیرند. این نوع قتل که به قتل به خاطر شرف نیز معروف است به دلایل متعددی چون تن ندادن به ازدواج اجباری، فرار از خانه، قربانی تجاوز جنسی بودن، رفتارهایی که بی‌عفتی خوانده شده و موجب بدنامی خانواده می‌شوند، اتفاق می‌افتد. از اهداف این جنایات، پاک کردن ننگ از شرف و آبروی خانواده است.

درباره‌ی این قتل‌ها آمار دقیقی در دسترس نیست. در سال ۲۰۰۰ میلادی، کمیسیون جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد از وجود قتل‌های ناموسی در بنگلادش، برزیل، اکوادور، هند، مصر، ترکیه، افغانستان، عراق، ایران و چند کشور دیگر عمدتا در شمال آفریقا و منطقه خاورمیانه خبر داد و تخمین زده می‌شود که در مجموع سالیانه در حدود پنج هزار نفر قربانی این جنایات می‌شوند. که البته عده‌ی بسیاری این آمار را کمتر از میزان واقعی خود می‌دانند. به گزارش روزنامه شرق، سالانه در حدود ۳۵۰-۴۵۰ مورد قتل ناموسی در ایران رخ می‌دهد.

این جنایات عمدتا در زمینه‌ای از فرهنگ مردسالارانه و پدرسالار ظهور پیدا کرده و در آخرین مراحل هرم خشونت علیه زنان اتفاق می‌افتد. در فرهنگی به درازای تاریخ که در آن زن جزو مایملک مرد و حفظ شرف خانواده در گرو مالکیت بر جسم زن بوده و ناموس‌پرستی از ارزش‌های والا قلمداد شده که با مردانگی و غیرت پیوند خورده است. و وظیفه‌ی مرد و راهی برای اثبات مردانگی او در این نظام نابرابر جنسیتی حفظ و حراست ناموس بدون درنظر گرفتن شان انسانی و حقوق اولیه و حق حیات است، انواع مختلف خشونت علیه زنان به منصه‌ی ظهور می‌رسد که در این اعمال قدرتی که به پشتوانه‌ی عرف و قانون میسر است زنان، مردان و کودکان قربانی چرخه‌ی خشونتی می‌شوند که هر ساله هزاران قربانی می‌گیرد.

در حالی‌که خشونت علیه زنان را نمی‌توان انکار کرد و نادیده گرفت، سال‌ها لایحه‌ی تامین امنیت زنان در مقابل خشونت در پشت درهای بسته در حال از دست دادن ماده‌ها و تغییرنام و تغییر چهره‌های متعدد بود که در نهایت با نام لایحه «صیانت، کرامت و تامین امنیت بانوان در برابر خشونت» از سوی قوه قضائیه به دولت ارسال شد. لایحه‌ای که با هدف جرم‌انگاری خشونت علیه زنان در نه سال اخیر با موانع متعددی رو در رو بوده است. لایحه‌ای که با بازی‌های سیاسی و نگاه‌های متحجرانه و مردسالارانه مورد هجمه‌های متعددی قرار گرفت. از غربی خواندن نگاه به زن در آن تا پیروی از سند ۲۰۳۰، متزلزل کردن بنیان خانواده و از بین بردن حریم خصوصی. برای مثال در یادداشتی در سال ۱۳۹۶ از زهرا آیت‌اللهی، نوشته شده است که با تصویب لایحه تامین امنیت زنان «زن که مظهر لطافت و محبت و آرامش است به موجودی بهانه‌جو، ایرادگیر و نازپرورده تبدیل می‌شود که می‌تواند هر اقدام مرد را به خشونت علیه خود تعبیر کند. حتی اگر توهم خشونت از رفتار مرد را داشته باشد قانون به او حق می‌دهد که مرد را محکوم کند و دادگاه را به وسط خانه بکشاند.» همچنین عنوان می‌کند «این لایحه به نحوی تنظیم شده که حمایت تنها درصدی از زنان که تحت ظلم همسرانشان یا دیگر مردان در خارج از منزل یا در خانواده قرار می‌گیرند را شامل می‌شود؛ اما نتیجه آن همه خانواده‌ها را تهدید می‌کند و مردان را به وحشت می‌اندازد که مبادا هر رفتار و اقدام آنها مصداقی از مصادیق خشونت علیه زنان تلقی شود و در نهایت، به آرامش و روح صمیمیت و یکپارچگی در خانواده آسیب می‌زند و خانه را به معرکه‌ای تبدیل می‌کند برای فرار زنان از مسئولیت‌هایشان و خارج کردن مردان از جایگاه اصلیشان که مدیریت خانواده است.»

در حالی که عوامل متعدد فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به خشونت علیه زنان منجر می‌شوند، نبود فعالیت‌های فرهنگی برای اصلاح مفاهیمی چون غیرت، آبرو، تعصب و شرف –که در جامعه به گونه‌ای تعریف شده‌اند که موجب روابط ناعادلانه و ضدزن در خانواده می‌شوند- و نبود آموزش‌هایی برای تقویت مهارت‌های ارتباطی و کنترل خشم در خانواده‌ها به چشم می‌خورد. در کنار این فعالیت‌های فرهنگی، اصلاحی و پیشگیرانه، شاهد خلاهای قانونی و عدم حمایت‌های دولتی و بهزیستی از زنان در معرض خشونت و آسیب‌دیده هم هستیم.

متن از :
سنا رشیدی «کارشناسی مهندسی و علم مواد، دانشگاه صنعتی شریف»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *